نوع مطلب :سنگ شناسی آذرین ،
نوشته شده توسط:yazdan golestan
سنگ شناسی آذرین
انواع سنگهای آذرین
با سرد شدن و انجماد ماگما - سنگ مذاب متحرکی است که دمای آن بین 700 تا 1200 درجه سانتیگراد (1300 تا 2200 فارنهایت) میباشد- سنگهای آذرین تشکیل میشوند. اکثر ماگماهای سطح زمین از نوع مذاب سیلیکاتی میباشند.
تشکیل شدن سنگهای آذرین یا در سطح زمین صورت میگیرد و یا در داخل پوسته زمین ، بنابراین بر حسب اینکه ماگما در کجا منجمد شود دو گروه سنگ آذرین خواهیم داشت.
سنگهای آذرین خروجی:
سنگهای آذرینی را که از انجماد ماگما در سطح زمین بوجود میآید سنگهای آذرین خروجی مینامند.
•سنگهای آذرین نفوذی:
به آن دسته از سنگهای آذرین که از انجماد ماگما در داخل پوسته زمین تشکیل میگردد سنگهای آذرین نفوذی گفته میشود. سنگهای آذرین نفوذی خود در پوسته زمین به اشکال مختلفی منجمد میشوند که شامل موارد زیر میباشند.
oلاکولیتها
oسیلها
oدایکها
oلوپولیتها
oپاتولیتها
oفاکولیتها
oاستوکها
طبقه بندی سنگهای آذرین
برای طبقه بندی سنگهای آذرین روشهای مختلفی وجود دارد. این روشهای طی 100 سال گذشته تحول پیدا کرده و کاملتر شده اند. هر طبقه بندی برای اهداف خاصی مورد استفاده دارد و نمایانگر یک روش خاص از مطالعه سنگهای آذرین میباشد.
کلیه طبقه بندیهای مورد استفاده برای سنگهای اذرین بر دو معیار استوار هستند: محتوی کانی شناسی سنگ و بافت (اندازه دانه ها). یک طبقه بندی کامل، طبقه بندی است که هر دو مورد را شامل شود. البته در طبقه بندی سنگهای آذرین اغلب اوقات هر دو مورد، استفاده میشوند. به عنوان نمونه گرانیت سنگ دانه درشت با رنگ روشن است. سه طبقه بندی اصلی برای سنگهای آذرین وجود دارد:
1.طبقه بندی رنگ/بافت
2.طبقه بندی مودال که بر اساس ترکیب کانی شناسی و بافت استوار است.
3.طبقه بندی نورماتیو که بر اساس شیمی سنگ استوار است.
1.طبقه بندی رنگ/بافت: کانیهایی که در بالای سری واکنشی باون قرار میگیرند، دارای رنگهای تیره میباشند (به عنوان مثال، پیروکسن و آمفیبول) و کانیهایی که در قسمتهای پایین سری باون قرار گرفته اند دارای رنگهای روشن هستند (به عنوان مثال، پلاژیوکلاز سدیم دار و کوارتز). از لحاظ ترکیب شیمیایی ماگما، ماگماهایی که در بالای سری واکنشی باون قرار میگیرند مافیک هستند، ماگماهایی که در وسط این سری قرار میگیرند از نوع حدواسط میباشند و ماگماهیی که در بخشهای پائینی آن قرار میگیرند از نوع فلسیک میباشند. ماگماهای مافیک سنگهای تیره ای که دارای کانیهای تیره هستند، مانند بازالت تولید میکنند، ماگماهای حدواسط سنگهای با رنگ حدواسط همچون دیوریت ایجاد میکنند و ماگماهای فلسیک سنگهای روشنی همانند گرانیت تشکیل میدهند. اگر چه طبقه بندی براساس رنگ و بافت به نظر کامل می آید اما دارای خطاهای بسیار زیادی است.
2. طبقه بندی مودال که بر اساس ترکیب شیمیایی کانی و بافت استوار است. طبقه بندی مودال سنگهای آذرین را بر اساس میزان فراوانی نسبی 5 کانی که جز کانی اصلی تشکیل دهنده آنهامیباشد، انجام میشود. این کانی های عبارت هستند از:
1. کوارتز
2. آلکالی فلدسپار ( ارتوکلاز، آلبیت (پلاژیوکلاز سدیم دار) یا آنورتیت (پلاژیوکلاز کلسیم دار).
3. پلاژیکلاز
4. فلدسپاتوئیدها (کانی های فقیر از سیلیس).
5. کانیهای مافیک (مانند پیروکسن و آمفیبول).
طبقه بندی مودال، شامل نام سنگهاست مانند گرانیت، بازالت و دیوریت. این طبقه بندی در یک دیاگرام مثلثی است که بین محدوده های مختلف آن مرزهای مشخص وجود دارد. در مجموع، اسامی که در این طبقه بندی به کار میروند، مانند طبقه بندی رنگ/بافت است. البته در طبقه بندی مودال به جای رنگ، بیشتر به محتوای کانی شناسی توجه میشود. در مودال از نمودار درصد فراوانی کانی ها استفاده میشود.
برای شناسایی سنگها در این طبقه بندی چند کار اساسی باید صورت گیرد. اولین کار این است که درصد کوارتز موجود در سنگ تعیین شود. به عنوان مثال اگر سنگ بیش از 20% کوارتز داشته باشد، نمونه در سه گروه آلکالی گرانیت، پلاژیوگرانیت یا گرانودیوریت قرار میگیرد.
دومین کار این است که درصد فلدسپارها را در سنگ تعیین نماییم. سومین مرحله این است که مخلوط 50/50 از فلدسپارها و مافیکها در سنگ مشخص شود و در نهایت سنگها به 4 گروه وسیع تقسیم میشوند.
3. طبقه بندی نورماتیو: این روش طبقه بندی، به آسانی دو روش قبلی یعنی سیستم رنگ/بافت یا ترکیب شیمیایی/بافت نمیباشد. در این طبقه بندی سنگهای آذرین از نظر مجموعه کانیایی متفاوت هستند، اما از نظر شیمیایی تقریباً یکسان میباشند. مجموعه کانیایی و ترکیب شیمیایی نشاندهنده منشا اولیه سنگها است.
از روش نورماتیو برای بررسی فرآیندهای تکتونیک صفحه ای نیز استفاده میشود.
در روش طبقه بندی نورماتیو سنگهای آذرین در جایگاههای (که نمایانگر سنگهایی است که از یک ماگما حاصل شده اند) مشخصی تعریف میشوند و هر جایگاه دارای شیمی خاص خود میباشد. 4 جایگاه اصلی تعریف شده است که شامل کوماتئیت، تولئیت، کالک – آلکالن و آلکالن میباشند. با مشخص شدن یکی از آین جایگاهها میتوان به راحتی درباره تاریخچه زمین بحث کرد.
1.شیمی
2.تفریق
3.تکتونیک
شیمی:
از نظر شیمیایی سه شاخصه شیمیایی وجود دارد: میزان اشباع شدگی از سیلیس، غنی شدگی از آهن و شاخص آلکالی.
با استفاده از شاخصه میزان اشباع شدگی مقدار SiO2 موجود در در ماگما یا سنگ تعیین میشود. شرایط تحت اشباع از سیلیس، شرایطی است که مقدار SiO2 آنقدر کم است که امکان تشکیل کوارتز و کانیهایی مانند فلدسپارها وجود ندارد. در نتیجه کانیهای فقیر از سیلیس یعنی فلدسپاتوئیدها مانند نفلین و سودالیت تشکیل میشوند. حالت فوق اشباع از سیلیس حالتی است که مقدار SiO2 به حدی است که کوارتز متبلور میشود. اگر مقدار SiO2 قابل توجه باشد این امکان وجود دارد که بازالت کوارتزدار تشکیل شود (ترکیبی که معمولاً متعارف نمیباشد).
با استفاده از شاخص آلکالی مقدار کلسیم از قسمتهای بالای سری واکنشی باون با توجه به مقدار مجموع سدیم و پتاسیم در بخشهای تحتانی سری واکنشی باون محاسبه میشود. شاخصهای آلکالی بالاتر از 1 نشانه مقدار کلسیم بالا است. شاخصهای کمتر از یک نشانه کلسیم پایین و سدیم و پتاسیم بالا است.
بر اثر تفریق عناصر تیره ماگما از آن جدا شده و مقدار سدیم و پتاسیم در ماده مذاب باقیمانده افزایش پیدا میکند. سریهای ماگمایی تولئیت، کالک – آلکالن و آلکالن به ترتیب درای شاخصهای آلکالی کمتر از یک، یک و بیشتر از یک میباشند که نشاندهنده روند تفریق میباشد.
با افزایش روند تفریق، مقدار آهن کاهش پیدا میکند. در واقع با اندازه گیری مقدار آهن روند تغییرات کانیهای فرومنیزین در سری واکنشی باون مشخص میشود. مقدار آهن در کماتئیتها پایین است زیرا مقدار عناصری مانند منیزیم، نیکل و کرم بسیار بالا میباشد.
تفریق:
تحول ماگمایی یا در داخل صفحات و یا در حاشیه آنها رخ میدهد. زمانیکه تحول ماگمایی در درون صفحات اتفاق می افتد، به عنوان مثال، در یک سری کالک – آلکالن سنگها از دیوریت به گرانیت یا در سری کماتئیتی سنگها از پریدوتیت به بازالت یا آندزیت تحول پیدا میکنند.
اگر تحول ماگمایی در بین صفحات رخ دهد، مانند قوسهای آتشفشانی ، در اولین مراحل فعالیت ماگمایی، ماگما حالت فوق اشباع از سیلیس دارد و شاخص آلکالی آن بیشتر از یک میباشد، سپس ماگما تحول پیدا میکند و به یک ماگمای تحت اشباع با شاخص آلکالی کمتر از یک تبدیل میشود. به این ترتیب ابتدا ماگمای تولئیتی، سپس کالک – آلکالن و بعد آلکالن تشکیل خواهد شد.
فرآیند تحولی دیگری که رخ میدهد این است که یک سنگ تفریق یافته مجدداً دچار تفریق شود. مثلاً یک ماگمای دیوریتی تفریق یافته در یک باتولیت جانشین شده و منجمد میشود. اگر باتولیت مذکور حرارت ببیند، محصول ثانویه ای که به این ترتیب تشکیل میشود تفریق یافته تر و فلسیک تر خواهد بود (گرانیت) و ماده مذاب باقیمانده بیشتر بقایای مافیک خواهد داشت. ممکن است سنگی از یک سری ماگمایی مجدداً تفریق پیدا کند و با ماده مذاب سری دیگری مخلوط شود.
تکتونیک:
یکی از مهمترین موارد سریهای ماگمایی ارتباط آنها با رژیمهای تکتونیکی مختلف است. این علم برای شناسایی و شبیه سازی حوادث تکتونیکی قدیمی (زماینکه بسیاری از شواهد از بین رفته اند یا در دسترس نمیباشند) مفید است. با آنالیز شیمی سنگها، زمین شناسان قادر خواهند بود که فرآیندهای تشکیل دهنده سنگها را شبیه سازی کنند.
تفریق در دو رژیم تکتونیکی اولیه اتفاق می افتد. تفریق ممکن است در مرکز ریفت رخ دهد. سنگهای اولیه فوق اشباع از سیلیس (کماتئیتهای آرکئن) به سطح زمین را پیدا میکنند و دچار ذوب تفریقی میشوند. ماده مذاب تولئیتی است و به سطح زمین میرسد و بازالتهای بالشی و دایکهای ورقه ای پوسته اقیانوسی را تشکیل میدهد. ماده ذوب نشده برجامانده معمولاً اولترامافیکهای تحت اشباع از سیلیس بوده که در گوشته به صورت 4 لایه افیولیتی باقی میمانند.
دومین نوع تفریق در مرزهای همگرا اتفاق می افتد. پوسته اقیانوسی تولئیتی از مرکز ریفت دور میشود تا اینکه عمل فرورانش را انجام دهد. پوسته مذکور طی فرورانش گرم میشود و به صورت تفریقی ذوب میشود. معمولاً اولین مواد مذابی که در نزدیکی گودال اقیانوسی فوران میکنند، تولئیتها هستند، با گذشت زمان مواد مذاب به ماگمای کالک – الکالن تحول پیدا میکنند. ماگمای کالک – آلکالن سازنده قوسهای آتشفشانی است. در نهایت ماده مذاب تحول یافته آلکالن خواهد بود. ماده مذاب آلکالن از تفریق ثانویه ماده مذاب یا سنگ کالک – آلکالن حاصل شده است. بقایای تفریق در زون فرورانش اولترامافیکها یا پریدوتیتها هستندو به سمت گوشته پایین میروند و در گوشته باقی می مانند.
نمایی از سنگ شناسی آذرین
•اغلب مولفین یونانی و رومی ، آتشفشانها ، فعالیتهای آتشفشانی و زمین لرزهها را توصیف میکردند. استاربو جغرافیدان و مورخ یونانی (63 قبل از میلاد ـ 20 بعد از میلاد ) فعالیتهای آتشفشانی اتنا ، سوما ـ وزوو و جزایر لیپاری را توصیف کرد. او آتشفشانها را به منزله دریچههای اطمینان تلقی مینمود که از آنها مواد سیال خارج میشود.
•در قرن هیجدهم اولین مناظرات و مباحثات تند و شدید درباره ماهیت و منشا سنگها در گرفت. در مباحثات منشا سنگها مناظراتی بین دسته و گروههای زیر وجود داشت: در یک طرف نپتونیستها و در طرف دیگر ولکانیستها و پلوتونیستها قرار داشتند. نپتونیستها معتقد بودند که سنگهای پوسته متوالیا در یک اقیانوس اولیه تهنشین شدهاند و به نظر آنها بازالت و گرانیت هر دو سنگهایی هستند که در این اقیانوس بزرگ را سبب شدهاند. پلوتونیستها اعتقاد داشتند که زمین از انجماد مواد مذاب و داغ بوجود آمده است و گرانیت را یک سنگ نفوذی داغ به شمار میآوردند.
•در سال 1825 واژه ماگما و مفهوم منحصر به فرد ماگمای اولیه توسط اسکراپ عنوان شد.
•سرجـیـمزهال ( 1761 ـ 1832 ) به همراه ریمور ( 1726 ) و اسپالانزانی ( 1794 ) و جورج وات ( 1804 ) پیترولوژی تجربی را پایهگذاری کرد.
•در سال 1844 چاربز داردین ( 1882ـ 1809 ) اظهار داشت که انواع مختلف سنگهای ماگمایی ممکن است از یک ماگمای اولیه اشتقاق یافته باشند به شرط آنکه ترکیب ماگما با تبلور و جدایش یک یا چند کانی مشکل سنگها تغییر یابد.
•در سال 1850 هنری کلیفتون سوربی ( 1826ـ 1908 ) جهت مطالعه میکروسکوپی ، اولین مقطع نازک سنگها را تهیه کرد.
•اوایل سال 1861 روش طبقه بندی شیمیایی سنگها را ابداع کرد و در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم برخی از روشهای نمایش شیمیایی و نهایتا طبقهبندی شیمیایی سنگها پا به عرصه ظهور نهاد ( موینسون ـ لسینگ 1899 ، کراس ، ایدینگز ، پیرسون و واشنگتن 1903 ، اوسان 1919 ، نیگلی 1920 ، فون ولف 1922 ).
•آلفرد لوتاروگز ( 1915 ) از کتابش تحت عنوان « منشا قارهها و اقیانوسها » ، اصل و ریشه سوالات پزولوژیستها را به مفهوم تغییر ناپذیری قاره مربوط دانست.
•در سال 1969 موریس و ریچادر ویلژوئن اولین توصیف دقیق شیمیایی و سنگ شناسی یک سری جدید و مهم سنگهای آتشفشانی را که واجد انواع اولترامافیکها بود ، منتشر ساختند.
•از آن زمان تا به امروز سنگ شناسی آذرین همانند دیگر رشتههای علوم فراز و نشیبهای بسیاری را پشتسر گذاشته و با کوشش پیشگامان علم پترولوژی تجربی ، بررسی شرایط تشکیل کانیها و سنگها ، بویژه سنگهای آذرین و دگرگونی رو به رونق نهاد.
ریشه لغوی
سنگهای آذرین ، Igneous rocks نام خود را از واژه Ignis گرفتهاند که در لاتین به معنای "آتش" است
چند منطقه در جهان وجود دارند كه مكانهای مهم و اصلی و وسیع پیدایش گرانیت در جهان هستند كه عبارتند از:
1ـ كوههای آند در غرب آمریكای جنوبی و در محل فرو رفتن پوستهی اقیانوسی در زیر صفحهی قارهای كه از نوع گرانیت نوع I محسوب میشود.
2ـ در كوههای هیمالیا و در محل برخورد شبه قاره هند به آسیا كه باعث ضخیم شدن پوسته و تشكیل گرانیت شده است و گرانیت آن از نوع S میباشد.
3ـ محل برخورد دو پوستهی اقیانوسی در جنوب شرقی آسیا و در منطقه اندونزی كه گرانیت آن از نوع M میباشد.
4ـ در غرب آفریقا و در نیجریه و محل بازشدگی دو صفحه كه از نوع گرانیت A است.
این موضوع یكی از پیچیدهترین مباحث سنگ شناسی آذرین است وتاكنون دانشمندان زیادی روی این مبحث كار كردهاند كه بعضی از آنها نیز منشاء خاص برای آن ذكر كردهاند. باون (1928) بر اساس كارهای آزمایشگاهی پیشنهاد نمود كه تمام سنگهای آذرین از یك ماگمای بازالتی مادر منشاء میگیرند. براساس این مدل اختلاف سنگهای آذرین در میزان تبلور بخشی در ماگمای اولیه است. ولی بسیاری از زمین شناسان بخصوص در اروپا، براساس اطلاعات صحرایی و آزمایشگاهی این نظریه را رد نمودهاند. این محققین با استناد به ارتباط بین میگماتیتها و گرانیتها پیشنهاد نمودهاند كه گرانیت میتواند محصول یك دگرگونی درجه بالا باشد. اصولاً دو ایده كلی در این مورد وجود دارد:
الف) گرانیتها از انجماد مواد مذاب سیلیكاته به وجود میآیند. یعنی گرانیت سنگی است كه حالت مایع را پشت سر گذاشته است. این نظریه در بر گیرنده ایده باون است كه گرانیت از تفریق یك ماگمای مادر بازالتی حاصل شده است و هم مؤید نظر دانشمندانی چون پنكلر و فون پلاتن (1957) است كه گرانیت را حاصل ذوب بخشی رسوبات پلیتی میدانند.
ب) براساس این نظریه كه به فرضیهی گرانیتی شدن موسوم است. گرانیت ازتبلورمجدد و تغییر و تبدیل تركیبات جامد و بدون آنكه از حالت مایع عبور كرده باشد به وجود میآید. یعنی باتولیتهای گرانیتی براثرمتاسوماتیزم سنگهای قبلی و در حالت جامد تشكیل شدهاند. معتقدین به این نظریه مسئله جا را برای گرانیت مورد توجه قرار دادهاند و با توجه به اینكه فضای خالی برای استقرار چنین حجم عظیمی از تودههای گرانیتی در پوستهی زمین وجود ندارد پیشنهاد مینماید كه گرانیت به صورت در جا و بدون عبور از حالت مایع و از تبلور مجدد مواد با تركیب مناسب به وجود میآید
واژه آنكلاو توسط لاكروا (1890) برای توصیف قطعات سنگی بیگانه موجود در سنگهای آذرین پیشنهاد گردید انكلاوها در هر اندازهای كه باشند (به طور چند میكرو متر تا چند صد متر) كاملاً توسط سنگ میزبانشان احاطه شدهاند. اگر چه آنكلاوها از مجموعهای از كانیهای مختلف تشكیل شدهاند اما در مواردی ممكن است به صورت محلی فقط از یك كانی تشكیل شده باشند. حتی بعضی انكلاوها نیز تنها از بلورهای منفرد تشكیل شدهاند. در حالت اخیر مشكل میتوان ثابت كرد كه آنها انكلاو هستند. در نوشتههای قدیمیتر انكلاوها را قدیمیتر از سنگهای میزبانشان در نظر میگرفتند اما مطالعات اخیر نشان میدهد كه همیشه اینچنین نیست. بعضی انكلاوها از اخلاط ماگماها حاصل گردیدهاند و با گرانیتوئیدهای در برگیرندهشان همسن هستند.
بررسیها نشان میدهد كه این انكلاوها در سنگ مادر حل شدهاند چون دمای ذوب بالاتری داشتهاند و به صورت تیرهتر از سنگ مادر دیده میشوند و به آنها میكرو آنكلاوهای مافیك (MME) گفته میشود و از نظر كانی شناختی هم تركیب مافیك داشته و شامل كانیهایی چون هورنبلند، بیوتیت و
پلاژیوكلاز هستند. این انكلاوها از نظر بافت هم نسبت به سنگهای اطراف ریزترند. رنگ درانكلاوها به سمت داخل تیرهتر شده و به سمت سنگ مادر روشنتر میشود و این حالت ایجاد حاشیهی با رنگ و تركیب شیمیایی میكند
ایجاد انكلاو:
در مورد چگونگی ایجاد انكلاو ذكر این نكته ضروری است كه ماده مذاب سنگهای اطراف خود را گرم میكند ولی سقف ماده مذاب (حجرهی ماگمایی) انبساط حاصل میكند و شكستگی در آن ایجاد میشود و این باعث ایجاد ریزش سقف ماده مذاب میشود حال ماگما در اثر بازشدن سقف به سمت بالا حركت میكند و در درز و شكافهای موجود در سنگهای
بالایی نفوذ میكند و با فشار در آنها تزریق میشود.
انواع شكلهای انكلاوها:
انكلاوها شكلهای مختلفی دارند كه هر كدام یك علت خاص دارد. بعضی در اثر فشار زیاد در یك جهت خاص بیضوی شكلاند. بعضیها در اثر طی مسافت زیاد در ماگما گرد هستند. و بعضی در اثر فاصله كم با ماگمای منشاء زاویه دارند.
ساخت های موجود در سنگهای آذرین
ساخت های موجود در سنگهای آذرین به دو بخش تقسیم می شود:
1) ساخت های اولیه سنگهای آذرین خروجی
الف ) گدازه ( مشخصات گدازه ها و ساخت گدازه ها )
ب ) آتشفشان ها ( 1. مخروط آتشفشانی 2. دهانه )
2) ساخت های اولیه سنگهای آذرین نفوذی
الف ) انواع توده های نفوذی هم شیب
ب ) انواع توده های نفوذی ناهم شیب
ساخت های اولیه سنگهای آذرین خروجی
الف ) گدازه
هنگامی که ماگما به سطح زمین راه می یابد ، در سطح زمین جریان یافته و پس از سرد شدن ، گدازه ها را بوجود می اورد .
گدازه ها ، توده های آذرین لایه شکلی هستند که ضخامتشان در مقایسه با گسترش عرضی آنها ناچیز است . حالت گدازه تابع مشخصات زمینی است که در ان جریان می یابد . مثلا در مواردی که زمین تقریبا مسطح باشد ، گدازه نیز قشر کم و بیش افقی خواهد بود ، در صورتی که در دامنه آتشفشانها ، گدازه ها به حالت شیب دار مشاهده می شود .
مشخصات گدازه ها : ضخامت گدازه ها معمولا در حدود چند متر است و گدازه های باضخامت بیش از 100 متر ، فوق العاده نادر است . گسترش عرضی گدازه ها تا حد زیادی به جنس آنها بستگی دارد . گرانروی گدازه های بازی و متوسط کم است ، بنابراین ، این دسته از گدازه ها ، به اسانی جریان افتاده و سطح وسیعی را در بر می گیرند . ضخامت این دسته از گدازه کم و بیش در سرتاسر آن یکسان است . گدازه های اسیدی ، لزج ترند و بنابراین ، گسترش چندانی ندارند و غالبا به صورت توده های عدسی شکل اند .
ساخت گدازه ها : الف) ساخت منشوری ب) ساخت بالشی ج) تغییرات داخلی قشر گدازه
برف - با بزرگنمایی ۳۶۰۰۰ُ برابر شنبه 15 اسفند 1388
کانی شناسی شنبه 15 اسفند 1388
سنگهای آذرین شنبه 15 اسفند 1388
سنگ های رسوبی پر كامبرین ایران شنبه 15 اسفند 1388
سنگهای دگرگونی شنبه 15 اسفند 1388
بانک تصاویر مقاطع میکروسکوپی شنبه 15 اسفند 1388
زمین شناسی نفت شنبه 15 اسفند 1388
رسوبات آهن دار شنبه 15 اسفند 1388
زمین شناسی اقتصادی در ایران شنبه 15 اسفند 1388
آتشفشان شنبه 15 اسفند 1388
اتشفشان اتنا شنبه 15 اسفند 1388
خصوصیات کانی های گروه میکا شنبه 15 اسفند 1388
سنگ شناسی آذرین چهارشنبه 12 اسفند 1388
بررسى هاى زمین شناسى زیست محیطى در منطقه قروه-بیجار چهارشنبه 12 اسفند 1388
لیست آخرین پستها
تبلیغات